سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

258

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

كردند به امر عمل شده و بدين ترتيب امتثال آن حاصل گرديد و دليلى نداريم كه پس از تحقق امتثال دوباره امتثال لازم باشد . و سپس در دنبال [ تباع ] مىفرماين : حكم ديگرى كه در اينجا هست اينكه حيوان را بايد بفروشند اعمّ از اينكه بعد از اخراج از بلد فعل آن را بفروشند يا پيش از آن و سپس بيرونش بنمايند مشروط به اينكه فروختن با فوريت اخراج منافات نداشته باشد و بهرتقدير وجه لزوم اخراج حيوان از بلد فعل يا تعبّد محض بوده بدون اينكه بعلّت واقعى آن پىبرده باشيم و يا جهتش اينست كه فاعل ( واطى ) يا مالك حيوان را در اين شهر مورد ملامت و سرزنش قرار ندهند چون وقتى حيوان در اينشهر باشد هرگاه مردم و اهالى آن نظرشان به حيوان مىافتد خاطره آن فعل بر ايشان تداعى شده و به ياد عمل شنيع مزبور افتاده لاجرم زبان به ملامت و سرزنش فاعل يا مالك مىگشايند از اين‌رو جهت ختم اين غائله شارع مقدّس فرموده است حيوان را در اين شهر نگه ندارند . و بهرتقدير وقتى حيوان را فروخند و ثمن آن را بدست آوردند در آن دو احتمال بلكه دو قول مىباشد : الف : آنكه بگوئيم ثمن تهيّه شده را بايد از طرف مالكش صدقه دهند مشروط به اينكه فاعل مالك باشد و در غير اين صورت ثمن را از جانب فاعل بايد صدقه بدهند . ب : آنكه بگوئيم ثمن مزبور را به مالكش بايد برگرداند زيرا بهيمه وقتى فروخته شد از كف مالك خارج شده و بدين ترتيب غرامت بعهده‌اش آمده فلذا براى جبران اين غرامت ثمن را بوى بايد داد و ممكن است بگوئيم